تبليغاتX
سرباز

چه زیبا گفت امام

 نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 15:2  توسط محمد علی پناهی نژاد 

واقعا بسیاری از سخنان حضرت روح الله را تنها در زمانش میتوان درک نمود

روح خدا به خدا پیوست !!!

چه زیبا فرمودند : ملاک حال افراد است !!!

حلمیان میر حسین موسوی

حامیان میر حسین موسوی

 

مست محمودیم ز دکتر دم زنیم مجنون وار

میرحسین تیمتو بردار و بیار

 

خانم كولايي از كدام شهداء دم ميزنيد

 نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 16:44  توسط محمد علی پناهی نژاد 

الهه كولايي اولين زني است كه بدون پوشش چادر به عنوان نماينده اصلاحات وارد مجلس شوراي اسلامي شد. خانم كولايي از حاميان فعلي مهندس ميرحسين موسوي در سخنراني اخير خود دم از شهداء زده و نگراني خود را از زير پا گذاشتن خون شهداء در طول خدمت دولت نهم اعلام نموده اند.

الهه کولایی

اما سر كار خانم منظور خود را شفاف تر بيان كنيد؟ كدام شهداء ؟ كدام خون ؟

سركار خانم كولايي هنوز صداي جيغ هاي كه در تريبون مجلس مي كشيديد در گوشمان هست! جيغ هايي كه در اعتراض به تشيع شهداء گمنام در دانشگاه ها مي كشيديد!

مگر شما نبوديد كه تشيع شهداء را در دانشگاه ها به تبديل دانشگاه به قبرستان تشبيه مي كرديد ؟

چه زود همه چيز را فراموش كرده ايد ! اما ما هنوز گوش هايمان از آن جيغ هاي بلند خوب نشده است !!!

خواب هاي عجيب شيوخ اصلاحات !

 نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 18:44  توسط محمد علی پناهی نژاد 

تقريبا اكثر مردم بارها داستان خوابيدن شيخ اصلاحات را از زبان ايشان شنيده اند ...

خوابي كه به گفته  جناب شيخ برايش بسيار گران تمام شد. اما آيا فقط كروبي دچار اين مشكل است يا مرد باراني اصلاحات نيز دچار مشكل كروبي گرديده است.

خواب های جناب خاتمی و کروبی

البته بنظر مي رسد اين مشكل ميراث شخص آقاي خاتمي به جناب كروبي است. البته با كمي تغيير !!

شايد كروبي با چشمان بسته خواب باشد و حتي به گفته خود به خاطر خواب چند ساعته مسير زندگي و كارش تغيير كرده باشد اما بنظر مي رسد شخص آقاي خاتمي در اين 8 سال رياست جمهوريشان با چشماني باز كاملا خواب بوده اند.

شايد مشكلات خواب بودن آقاي خاتمي به حدي باشد كه اگر بخواهيم خواب ايشان را در زمان حكومت اصلاحات تعبير كنيم صدها و شايد هم هزاران صفحه شود خواب هايي كه اصلا شبيه به خواب هاي مردم ايران و قشر عام جامعه ايران نبوده و نخواهد بود و حتي خوابهايي كه در آن حكومت انقلابي مردم ايران دچار ضرباتي از سوي خوابگردانان اين خواب ها بود!

خواب كنفرانس برلين !

خواب قتل هاي زنجيره اي!

خواب 16 آذر !

خواب 18 تير !

خواب اعتصاب و انحلال مجلس !

و برخي خواب هاي صورتي !!!

اما بايد از جناب خاتمي پرسيد اكنون در چه خوابي هستند چند وقت پيش خواب آمدن در عرصه انتخاباتي ديده بودند و به ناگاه شبي خواب كنار رفتن از آن را !

آيا امكان دارد جناب خاتمي خواب ببينند كه در روزهاي نزديك به انتخابات به ناگاه رقباي اصلاح طلبشان كنار رفته و ايشان به عرصه انتخابات وارد شده اند؟

بايد از جناب خاتمي خواهش كنم قبل از ديدن هر خواب ديگري براي خود و مردم ايران با شفافيت كامل منظور خود را از “افراط‌گرايي ايدئولوژيك” و اعلام مصاديق افراط‌گرايان، و مفاهيم ديگري چون اصلاحات، جامعه مدني، توسعه سياسي، مردمسالاري، شايسته سالاري، ايران براي همه ايرانيان ، زنده با مخالف من و ... اعلام نمايند.

موضوع انشاء: توافت‌هاي ايران و خارج

 نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 14:31  توسط محمد علی پناهی نژاد 

پدرم هميشه مي‌گويد " اين خارجي‌ها که الکي خارجي نشده‌اند، خيلي کارشان درست
 بوده که توي خارج راهشان داده‌اند

" البته من هم مي‌خواهم درسم را بخوانم؛

 پيشرفت کنم؛

سيکلم را بگيرم

و بعد به خارج بروم.

 ايران با خارج خيلي فرغ دارد.

 خارج خيلي بزرگتر است.

من خيلي چيزها راجب به خارج مي‌دانم.

تازه دايي دختر عمه‌ي پسر همسايه‌مان در آمريکا زندگي مي‌کند.

 براي همين هم پسر همسايه‌مان آمريکا را مثل کف دستش مي‌شناسد.

 او مي‌گويد "در خارج آدم‌هاي قوي کشور را اداره مي‌کنند"
 مثلن همين "آرنولد" که رعيس کاليفرنيا شده است.
 ما خودمان در يک فيلم ديديم که چطوري يک نفره  زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با يک خانم...
 البته آن قسمت‌هاي بي‌تربيتي فيلم را نديديم
 اما ديديم که چقدر زورش زياد است، بازو دارد اين هوا. اما در ايران هر آدم لاغر مردني را مي گذارند مدير بشود.

خارجي‌ها خيلي پر زور هستند و همه‌شان بادي ميل دينگ کار مي‌کنند.

 همين برج‌هايي که دارند نشان مي‌دهد که کارگرهايشان چقدر قوي هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

 ما اصلن ماهواره نداريم.

اگر هم داشته باشيم؛فقط برنامه‌هاي علمي آن را نگاه مي‌کنيم.

تازه من کانال‌هاي ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدينم خداي نکرده از راه به در نشوند.

اين آمريکايي‌ها بر خلاف ما آدم‌هاي خيلي مهرباني هستند و دائم همديگر را بقل مي‌کنند و بوس مي‌کنند.

اما در فيلم‌هاي ايراني حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مي‌نشينند که به فکر بنده همين کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اينجا اصلن استعداد ما کفش نمي‌شود و نخبه‌هاي علمي کشور مجبور مي‌شوند فرار مغزها کنند.

اما در خارج کفش مي‌شوند.

 مثلاً اين "بيل گيتس" با اينکه اسم کوچکش نشان مي‌دهد که از يک خانواده‌ي کارگري بوده اما تا مي‌فهمند که نخبه است به او خيلي بودجه مي‌دهند و او هم برق را اختراع مي‌کند.

پسر همسايه‌مان مي‌گويد اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شايد ما الان مجبور بوديم شب‌ها توي تاريکي تلويزيون تماشا کنيم.

 من شنيده‌ام در خارج دموکراسي است.

 ولي ما نداريم.

 اگر اينجا هم دموکراسي مي‌شد چقدر خوب مي‌شد.

 آنوقت "محمدرضا گلذار" رعيس جمهور مي‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش مي‌شد.

 

شايد "آميتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت مي‌کرديم تا وزير بشوند.

خيلي خوب مي‌‌شد.

ولي سد افصوث و دريق که نمي‌شود.
از نظر فرهنگي ما ايراني‌ها خيلي بي‌جمبه هستيم.

ما خيلي تمبل و تن‌پرور هستيم و حتي هفته‌اي يک روز را هم کلاً تعطيل کرده‌ايم.
شايد شما ندانيد اما من خودم ديشب از پسر همسايه‌مان شنيدم که در خارج جمعه‌ها تعطيل نيست.

وقتي شنيدم نزديک بود از تعجب شاخدار شوم.

اما حرف‌هاي پسر همسايه‌مان از بي بي سي هم مهمتر است.

ما ايراني‌ها ضاتن آي کيون پاييني داريم.
مثلن پدرم هميشه به من مي‌گويد "تو به خر گفته‌اي زکي".
ولي خارجي‌ها تيز هوشان هستند.

پسر همسايه‌مان مي‌گفت در آمريکا همه بلدند
انگليسي صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگليسي بلدند.

ولي اينجا متعسفانه مردم کلي کلاس زبان مي‌روند و آخرش هم بلد نيستند يک جمله‌ي ساده مثل I lav u بنويسند.
واقعن جاي تعسف دارد.
اين بود انشاي من

 

این مطلب را یکی از دوستان برایم میل کرده ...