با بررسی تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی و کنار گذاشتن تعارفات سیاسی و ورق زدن صفحات تاریخ مبارزاتی مردم ایران و بررسی اسناد مطبوعاتی و بعضا محرمانه جنگ ایران و عراق هر عقل آزاده و کاملی میتواند بگوید انرژی هسته ای حق مسلم چی کسیت و چه کسانی باید در جایگاه شاکی و چه کسانی در جایگاه متهم قرار گیرند.
در روزهای آغازین دفاع مقدس و حمله عراق به ایران طه یاسین رمضان نخست وزیر وقت عراق در یک مصاحبه مطبوعاتی به صراحت اعلام کرد "این جنگ به خاطر قرارداد 1975 و یا چند صد کیلومتر و نصف اروند نیست. این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی در ایران است."
در کتاب خاطرات وفیق السامرایی مسئول وقت استخبارات عراق (بخش ایران) آمده صدام حسین نیز در همان موقع در اتاق عملیات در حضور فرماندهان ارشد ارتش عراق گفت تا نیم ساعت دیگر کمر ایران خواهد شکست.
در همین زمان بود که حضرت امام خمینی (ره) زنگ بیدار باش ملت ایران را بصدا در آورده و کار بجایی کشید که صدام در نطق های رسانه ای خود نیم ساعت را به چند هفته تشبیه کرد.
غرب و شرق که از مقاومت ایرانیان در برابر ارتش بزرگ عراق متعجب مانده بودند شروع به حمایت های علنی و غیر علنی خود از عراق نمودند تا شاید به نابودی انقلاب اسلامی ایران توسط عراق سرعت بیشتری ببخشند...
آمریکا در فروردین 1361 نام عراق را از فهرست کشورهای مظنون به حمایت از تروریسم بین المللی حذف کرد. و پس از آن ناگهان سیل اعتبارات از سوی بانک بین المللی صادرات و واردات آمریکا روانه بغداد شد و موسسه اعتبارات بازرگانی آمریکا پرداخت وام های بین المللی به عراق را تضمین کرد. و همچنین در ژانویه 1984 نام ایران به لیست کشورهای حامی تروریسم اضافه گردید.
کمک بعدی به عراق توسط سودان در دی ماه 1361 صورت گرفت که صدها تن از سربازان ارتش سودان به ارتش عراق اعزام شده و بدستور رئیس جوهور سودان در شهرهای مختلف سودان دفاتری برای ثبت نام نیروهای مردمی برای اعزام به جنگ علیه ایران تاسیس گردید و در همان زمان رئیس جمهور سودان جعفر نمیری در مصاحبه ای با مجله الیوسف اعزام نیرو از سودان را به درخواست اتحادیه عرب اعلام نمود.
سرلشگر وفیق السامرایی در کتاب خاطرات خود مینویسد : یکی دو سال بعد از شروع جنگ امریکا تاسیسات ماهواره ای خود را نیز در اختیار ما گذاشت و ما عکس هایی از داخل ایران میگرفتیم که حتی با آنها میتوانستیم تصاویر سربازان ایرانی را در پادگان ها مشاهده کنیم.
در نوامر 1982 400 فروند تانک تی 55 و 250 فروند تانک تی 12 از طرف شوروی به عراق داده شد و در همان زمان گورباچف در نامه ای به سران عرب به آنان اطمینان داد که نگذارد عراق در جنگ با ایران شکست بخورد.
در 1982 نیز انگلستان ساخت شبکه پناهگاه های زیر زینی صدام را شروع کرد تا از منهدم شدن منابع استراتژیک عراق در حملات ایران جلوگیری نماید.
وفیق السامرایی در کتاب خود می افزاید : کمک های فرانسه به عراق به جایی رسید که فرستاده ی آنها به بغداد آمد و با وزیر دفاع وقت عدنان خیرا... ملاقات نمود و به او گفت : فرانسه به طور جدی زمینهی اعطای بمب اتمی به عراق را بررسی میکند و شما میتوانید برای مجبور کردن ایران به پایان جنگ این بمب را به هدف مشخصی در ایران پرتاب کنید. وی می افزاید من این سند سری را امضای وزیر دفاع در زیر آن بود تا سال 1984 در صندوقی در دفتر خود نگهداری میکردم.
در همین زمان آلمان عرضه تسلیحات شیمیایی را به عراق آغاز نمود و ابتدا شرکت کارل کولمب 6 خط تولید در مجتمع سامره ایجاد نمود که اولین آنها در سال 1983 و آخرینشان در سال 1986 تکمیل شد.
در همین راستا شرکت امریکایی آل کولاک نیز بیش از 500 تن ماده شیمیایی به نام هیودی گلیکول خریداری نمود و این ماده در صورت مخلوط شدن با اسید کلریدریک تبدیل به گاز خردل می شد. البته تمامی این فعالیت ها با مجوز وزارت بازرگانی ایالات متحده صورت گرفته بود.
آلن فریدمن نویسنده امریکایی در کتاب خود مینویسد : ایتالیایی ها در همان زمان اقدام به فروش میلیون ها عدد مین مرگبار توسط یک شرکت قلابی در سنگاپور به عراق نمودند که اعداد این مین ها 9 میلیون عدد به ارزش 225 میلیون دلار بود. این مین ها ساخت شرکت والسلا بود و به شکلی طراحی شده بود که به راحتی میتوانستند آنها را توسط هلی کوپتر پخش کرد و بسادگی روی سطح بیابان انداخت و این مین ها میتوانست پای قربانی را تا مچ قطع نماید.
کنت تیمرمن نویسنده امریکایی مینویسد در ژانویه 1981 فرانسه 60 فروند میراژ اف 1 مجهر به موشک را تحویل عراق داد و دقیقا در همان زمان دیپلمات های خود را از تهران خارج کرد و دفتری برای سازمان مجاهدین ایران به سرکردگی مسعود رجوی در فرانسه دایر کرد. و توسط همان دفتر تحویل سلاح های فرانسوی به عراق بصورت روزمره ادامه داشت.

در آن زمان خبرگزاری رویترز به نقل از فهد اعالام کرد : عربستان یک ماه قبل از شروع جنگ گزارشی محرمانه از طرف نهادهای اطلاعاتی امریکا در باره نحوه حمله به ایران و میزان قدرت ایرانیان به صدام هدیه داده و در همان مصاحبه وی میزان وام های بی بهره ای که به صدام داده را بیش از 27 میلیارد دلار اعالام مینماید.
آلن فریدمن همچنین می افزاید : در طول دهه 80 حسنی مبارک رئیس جمهور مصر حدود 4 میلیارد دلار موشک و تسلیحات به عراق فروخت که صدام از پرداختن بهای آن امتناع کرد.
دکتر فواص بدر اقتصاددان کویتی در کتابی مینویسد : کویت در جریان جنگ عراق با ایران قریب به پانزده میلیارد دلار پول نقد به عنوان وام بلاعوض در اختیار بغداد قرارداده است و این جدا از نفتی بود که کویت برای عراق صادر می کرد.
در اسناد وزارت امور خارجه شکایتی از امریکا موجود است که در آن ثابت گرددیده امریکا در مقطی از زمان تحویل بمب های خوشه ای را برای تحویل به عراق در اولویت قرار داده چون به گفته ویلیام کیسی این بمب ها بهتر وسیله برای در هم شکستن امواج انسانی نیروهای مدافع ایران است. امریکا خود این بمب ها را چرخ گوشت هوایی نامیده است.
اما تمامی این کمک ها و صد ها و هزاران کمک دیگر از کشورهای اروپایی و امریکایی و اعراب کارساز نشد و عراق همچنان در چگونگی پایان دادن به جنگ با ایران وا مانده بود تا اینکه امریکا تصمیم گرفت برای خاموش کردن موتور جنگی ایران ابتدا قیمت نفت را در جهان کاهش داد و سپس امریکا طرح تحریم ایران را مطرح و آن را تصویب نمود.
البته در ادامه طرح خمپاره های ولکان دو زمانه فرانسه و کمک های امریکا برای پیشبرد برنامه هسته ای عراق در سال 1985 را نیز باید در نظر داشت و همچنین اسنادی که پس از جنگ از دخالت اسپانیا در تولید و فروش سلاح شیمیایی به عراق پرده برداشت و همچنین همکاری هسته ای برزیل با عراق در سال 1979 که تا چندی پیش کاملا محرمانه باقی مانده بود و برزیل در این قرارداد مقادیری تجهیزات هسته ای در اختیار عراق قرارداده بود و همچنین اعتبارات مالی انگلستان را که تنها دو هفته پس از بمباران شیمیایی حلبچه به دو برابر افزایش یافته و حتی مقادیری گلوله حاوی گازهای های سمی به عراق هدیه شد.
در پایان جنگ حتی سازمان نامشروع ملل غیر متحد در گزارشی اعلام نمود : عراق تسلیحات خود را از سال 1975 توسط 80 کمپانی آلمانی – 24 کمپانی امریکایی و حدود 12 شرکت انگلیسی و چند شرکت سوئیسی – ژاپنی – ایتالیایی – فرانسوس – سوئدی – برزیلی و آرژانتینی تامین میکرده است.

با استناد به این اسناد و مدارک کاملا مشخص است که کشورهایی که اکنون در گروه 1+5 گرد هم آمده و دم از نجات جهان و بخطر افتادن جان انسانها توسط ایران میزنند خود و سرانشان از بزرگترین تروریست ها و خطرناکترین افراد برای جامعه بشری بود و با جنجال های رسانه ای جای شاکی و متهم را در پرونده انسانیت جهان تغییر داده و خود در جایگاه شاکی بزرگترین قربانی تروریسم سازمان یافته را به عنوان تروریست و حامی آن معرفی کرده و جهانیان را با رسانه های خود از برنامه کاملا هسته ای صلح آمیز ایران می ترساند.
شاید با مطالعه این اسناد و مدارک انسان ها و عقل های آزاد اندیش جهان خود بتوانند تروریست واقعی را شناخته و متوجه شوند استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای حق چه کسی است .
