امروز یکی از رفقا رفت ...
شهید قلب تاریخ است ... حضرت روح الله


شهید قلب تاریخ است ... حضرت روح الله



ابتدا نگاهی به انتخاب مردم امریکا برای تعیین رئیسان جمهور این کشور داشته باشیم :
فرانکلین روزولت / دموکرات
هری ترومن / دموکرات
دیوید آیزنهاور / جمهوریخواه
جان اف کندی / دموکرات
لیندون جانسون / دموکرات
ریچارد نیکسون / جمهوریخواه
جرالد فورد / جمهوریخواه
جیمی کارتر / دموکرات
رونالد ریگان / جمهوریخواه
جورج واکر بوش / جمهوریخواه
بیل کلینتون / دموکرات
جورج دبلیو بوش / جمهوریخواه
با نگاهی به گذشته از شیوه تصمیم گیری این روسای جمهور میتوان به رفتار سیاسی داخلی و خارجی دموکرات ها و جمهوریخواهان و همچنین پایگاه اجتماعی و منشاء قدرت این دو حزب و تفاوت های آنها با یکدیگر پی برد.
حزب دموکرات در زمان تاسیس اغلب از کشاورزان و جامعه خرده پا و متوسط امریکا تشکیل شد که از حامیان انقلاب فرانسه و تفکر آزادی از اسارت سرمایه داران بودند و در ابتدا با نام جمهوریخواهان دموکرات تشکیل حزب دادند که بعد ها به حزب دموکرات تغییر نام داد. البته در حال حاضر اکثر حامیان این حزب را روشنفکران – وکلا – پزشکان و روزنامه نگاران تشکیل میدهند.

در مقابل حزب جمهوریخواه نیز متشکل از سرمایه داران و ثروتمندان بود که در آن زمان در جنگ های داخلی امریکا به پیروزی رسیده بودند و با تفکر بزرگتر شدن و تشکیل کارتلهای عظیم مالی حزب جمهوریخواه را تاسیس نمودند و در حال حاضر نیز حامیان و اعضای این حزب را سرمایه داران – صنعتگران – بانکداران – روسای کارتلها و نظامیان تشکیل میدهند.

نکته قابل توجه اینجاست که شاید سیاست داخلی این دو حزب در امریکا تا حدودی تفاوت داشته باشد ولی در سیاست خارجی هیچ یک از این دو حزب و روسای جمهور امریکا هیچگاه به نفع ایران و جهان کاری صورت نداده و تنها به فکر منافع امریکا و در واقع منافع حزبی خود بوده اند و تنها تفاوت آنها در نحوه اجرای این سیاست ها بوده که شامل ایجاد فشارهای جهانی و یا تحدید به جنگ و حرکت نظامی بر علیه کشورها بوده است.
یکی از مواردی که نشان از یکی بودن سیاست مبتنی بر قدرت این دو حزب دارد مخالف بودن هر دو با دستیابی ایران به فناوری هسته ای است که البته حزب جمهوریخواه نحوه مخالفت با این فناوری را با پرستیژ مبتنی بر زور نشان داده و حزب دموکرات پرستیژ مبتنی بر اقتدار و اعمال فشار بین المللی را دنبال میکند. نمونه عملی این تفکر را در بحث گروگان های امریکایی در مرحله اول در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر و نحوه برخورد کارتر با ایران و سپس در مرحله دوم فشارهای مجلس امریکا که آن زمان در دست جمهوریخواهان بود و نتیجه آن اقدام نظامی علیه ایران بود مشاهده کرده ایم.
جالب است بدانید شعار تبلیغاتی رونالد ریگان (جمهوریخواه) که کمک های زیادی در جنگ ایران و عراق به صدام جنایتکار نمود برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری امریکا "خرسی در جنگل است باید آن را شکار کرد" بود. ریگان در زمان ریاست جمهوری خود جنگ سرد را به جنگ ستارگان و جنگ با کمونیسم را به جنگ با تروریسم و تبلیغات مذهبی را به جنگ با اسلام تبدیل نمود.
بطور کلی با توجه به مطالبی که بیان گردید و در واقع بی فایده بودن انتخابات ریاست جمهوری امریکا برای مردم دنیا میتوان نتیجه گرفت که پشت پرده سیاست امریکا به شکلی انتخابات را برنامه ریزی نموده که بصورت یک سریال جذاب و طولانی در آمده و با استفاده از قدرت برتر رسانه ای امریکا اکثر مردم دنیا را به خود مشغول نموده و این حس را در مردم جهان ایجاد نموده که در حال تفکر به این موضوع باشند که با انتخاب کدام فرد وضعیت برای کشور آنها بهتر می شود و در واقع امریکا در اذهان جهانیان قدرت خود را به رخ کشیده و خود را چیزی بزرگتر از آنچه هست نشان میدهد.البته در عمل نیز متاسفانه برخی سودجویان در این روزها دست به پایین و بالا بردن برخی قیمت ها نموده و از شوک روانی حاکم بر جامعه به نفع خود استفاده نموده و درآمد های باده آورده ای را به جیب میزنند.
البته شاید بخش هایی از این طرح نباید با این سرعت و حجم اجرایی میشد و شاید بهتر بود زیر ساخت های سخت افزاری بیشتری برای آن محیا میگشت.
با توجه به مقاله قبلی که در زیر نیز میخوانید بهتر بود ابتدا طرح قیمت گذاری و ساماندهی املاک و مسکن با قوت و توان بیشتر و دقیقتری صورت میگرفت و سپس طرح ساماندهی قیمت ها نیز در کشور اجرایی میشد و در مرحله تکمیلی طرح هدفمند نمودن یارانه ها آن هم با استفاده از اطلاعاتی که در طرح ساماندهی قیمت املاک و کالا بدست می آمد طرح هدفمند کردن یارانه ها و مهمتر از آن تحویل در سیستم مالیاتی کشور و سالم سازی این سیستم از طریق یک شبکه جامع اطلاعاتی اجرایی میشد که این امر باعث میشد حجم حملات روانی به جامعه کمتر شده و درصد خطای این طرح عظیم دولتی به حداقل برسد.