یک الگوی امریکایی بنام اصلاحات
| |
|
ولي افرادي از جمله سيد محمد خاتمي كه به نحوي رهبري اين گروه را در دست داشتند در خصوص سخنان حجاريان با اينكه خود متهم درجه اول حجاريان در مرگ اصلاحات به شمار مي رفتند كاملا سكوت نمودند. اين سكوت معنادار ناشي از درك واقعي بودن اين خبر بود ولي نكته قابل توجه اين بود كه اين افراد بعد از اين مرگ به سوگ ننشستند و مشغول به بومي سازي تفكري ديگر از غرب شدند. افراد شاخص اصلاحات تجربه زيادي در بومي سازي تفكرات غربي داشته كه يكي از مهمترين آنان نيز طرح گفتگوي تمدن ها بود كه شخص سيد محمد خاتمي آن را از روي طرح ايجاد دهكده جهاني كه پروژه اي امريكايي است مطرح نمود. دهكده جهاني طرحي است كه امريكايي ها آن را هدف حكومت بر جهان مطرح نموده و جهان را حكومتي واحد فرض كرده و مديريت اين حكومت واحد را در اختيار امريكا مي دانند. كارشناسان امريكايي در زمان طرح اين حكومت واحد جهاني بررسي هاي زيادي انجام داده و كشورهاي جهان را به 3 گروه تقسيم نمودند. گروه اول كشورهايي كه ارزشهاي امريكايي در كشورشان تبديل به ارزش شده است. گروه دوم كشورهاي بيمار كه بايد برخي تفكرات و ارزش ها در آن كشورها اصلاح شده و ارزشهاي امريكايي جايگزين آن گردد. گروه سوم كشورهاي خطرناك كه علاوه بر اين كه ارزش هاي امريكايي را قبول ندارند حتي آنها را ضد ارزش دانسته و خود ارزش هاي ديگري را در جهان طرح مي نمايند. در اين طرح تحقيقاتي ايران به عنوان يكي از 6 كشور خطرناك شناخته و برنامه ريزي هاي زيادي در دهه هاي اخير براي تغيير حكومت فكري آن صورت گرفته كه از حمله و تهديدات نظامي آغاز و در سال هاي اخير به تهديدات نرم تبديل گرديده است. اوايل انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) واژه اي بسيار همسو با تفكرات امريكا يعني شيطان بزرگ را اعلام نمودند كه در طي اين سالها امريكايي ها را بسيار آزار مي داد ولي آنها نيز در اين سه دهه تلاش زيادي نمودند و واژه ي محور شرارت را به واژه نامه سياسي جهان اضافه نموده و ايران را يكي از اين محورها معرفي كردند. ايران در تفكر امريكايي كشوري است كه تا كنون توانسته در ميان مسلمانان تفكر خود را به دو گروه شيعه حزب الله لبنان و گروه سني حماس انتقال داده و دو مهره حساس را در كنار اسرائيل پرورش دهد. البته امريكايي ها خوب مي دانند كه ايران با چه سرعتي در حال گسترش تفكر خود در 70 كشوري كه امريكايي ها آن را گروه دوم يعني گروه بيمار مي دانند مي باشد و از اين رو احساس خطر نموده چون با ادامه اين روند از سوي ايران تفكر تشكيل دهكده جهاني با محوريت امريكا به خطر افتاده و در واقع غير عملي خواهد شد. از این رو اصلاح طلبان در ايران از سالها پيش از سوي غرب و امريكا شناسايي شده و براي ايجاد انقلاب دروني در ايران پشتيباني مي شدند. البته اشتباه امريكا در اين ميان اين بود كه با كمك بنياد سوروس كه ويژه تغيير حكومت در كشورهاي گروه دوم تشكيل شده بود با بومي سازي طرح بنياد سوروس در ايران مي خواستند كشوري از گروه سوم مد نظر خود را با روش هاي گروه دوم تغيير داده كه با توجه به معادلات موجود در ايران موفق نشدند. يكي از مشكلات امريكايي ها در ايران عدم ارائه اطلاعات صحيح از سوي اصلاح طلبان از اوضاع داخلي ايران به اتاق هاي فكر امريكايي است كه باعث شده است امريكا در اين سالها در تمامي پروژه هاي خود شكست را پذيرا باشد. دليل اين امر نيز در واقع عدم واقعيت انگاري اصلاح طلبان از وضعيت موجود كشور و در نظر نگرفتن تمامي معادلات داخلي بوده به شكلي كه اصلاح طلبان در پايين كوه ايستاده و ميخواهند تا نوك قله را ببينند كه اين امري غير ممكن و غير عاقلانه به نظر مي رسد. نكته قابل توجه اين است كه با توجه به تمامي شكست هاي امريكا در اين سالها امريكا و اصلاح طلبان مطمئنا راه هاي ديگري را نيز در آينده امتحان كرده و تحركات ديگري را نيز از خود نشان خواهند داد ولي اي كاش اصلاح طلبان به نكته اي كه امريكا سالها پيش در خصوص ايران دست يافته بود مي رسيدند و درك مي كردند كه حكومتي كه با رهبري ديني مديريت شود يكي از قوي ترين حكومت ها بوده و در صورت بسط آن در جهان شاهد آماده سازي جهان براي ظهور حضرت ولي عصر (عج) خواهيم بود... انشاالله |
