بیاید و کارهایتان را تعطیل کنید نمیخواهد دیگر کار فرهنگی کنید ... کارهای فرهنگی رو هم به خودمان بسپارید

شما اگر کار فرهنگی بلد بودید در این سالها توانسته بودید یه کاری بکنید و این جوان ها رو به آرمانهای حضرت روح الله نزدیک کنید...

اما افسوس که ... کار کار شما نیست بیایید بروید کنار و کار را به خودمان بسپارید

کار سختی نیست (این انتقال قدرت) ما خودمان پای این کار ایستاده ایم ... قبلا وظیفه دیگری داشتیم و اگر خدا بخواهد انجام دادیم و حالا آمده ایم تا پای کار فرهنگی بایستیم

 

نکنه فکر کردید ما نیستیم  ... درست است که ناممان را شهید گذاشته اند ... اما زنده ایم

این ما هستیم که هر روز جوان های زیادی رو به سمت خودمون میکشونیم و فرزندان حضرت روح الله را بر پای آرمان هاشون نگه داشتیم

نکنه فکر کردید ما مردیم و اینجا نیستیم ....

اما بدانید و به کور دلان هم بگویید که هستیم خودتان هم میدانید که اینطور جلوی ما ایستاده اید

ما را  به شهر ها بیارید و ببینید که چطور جوان ها رو بطرف خودمان میکشیم ...

هرچند کور دلانی هستند که از آمدن ما میترسند چون میدانند فرق کار فرهنگی ما با کارهایی به اصطلاح فرهنگی فعلی چه است.

 

::القصه که ای باران ما بی تو کویریم::